سارا در یک رستوران کار می کند و سارا یک دوست به نام آرمینا دارد آرمینا اصلا از غذای آنجا خوش اش نمی آید اما آرمینا یک روز چون همه ی رستوران ها بسته بودند مجبور شد که به رستوران دوستش سارا برود. آرمینا یک پیتزا سفارش داد و سارا پیتزا را آورد آرمینا تاحالا پیتزای آنجا را نخورده بود و موقعی که یک قاشق خورد فریاد کشید: وای این چه غذای خوشمزه ای هست سارا تا صدای فریاد را شنید خوش حال شد و با خودش گفت: وای چه خوب شد که آرمینا از پیتزای ما خوش اش آمد .
برچسب:
نویسنده: آوا رحیمی
تاريخ: دوشنبه
28 آذر
1401 ساعت: 22:05